نمائم
مترادفها
سخنچینیها، بدگوییها
متضادها
محاسن، خوبیها
لغت نامه دهخدا
نمائم. [ ن َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ نمیمة. رجوع به نمیمة شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع نمیمه.
سخنچینیها، بدگوییها
محاسن، خوبیها
نمائم. [ ن َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ نمیمة. رجوع به نمیمة شود.
( اسم ) جمع نمیمه.