نقطۀ عطف
مترادفها
نقطه چرخش، نقطه تحول، نقطه تغییر
فرهنگستان زبان و ادب
{turning point} [مهندسی نقشه برداری] ← نقطۀ پیمایش
{turning point} [سینما و تلویزیون، هنرهای نمایشی] لحظه ای که کنش شکل جدیدی به خود می گیرد و اغلب بر خلاف انتظار تماشاگر تغییر مسیر می دهد
جمله سازی با نقطۀ عطف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کشف گازهای جدید در لایههای زیرزمینی، نقطۀ عطف مهمی در تاریخ اقتصاد انرژی و توسعه صنایع سنگین در این منطقه به شمار میآید.
💡 انقلاب دیجیتال و ظهور اینترنت، نقطۀ عطف بزرگی در نحوه ارتباطات انسانی و شکلگیری فرهنگهای جدید در سراسر جهان محسوب میشود که زندگی را تغییر داد.
💡 این قرارداد جدید میان دو کشور، میتواند نقطۀ عطف روابط دیپلماتیک و اقتصادی در منطقه باشد و مسیر جدیدی برای صلح پایدار باز کند.