نقطۀ انتقالی

مترادف‌ها

نقطه گذار

فرهنگستان زبان و ادب

{running fix} [علوم نظامی] نقطه ای جغرافیایی که حاصل تقاطع حداقل دو خط مکان (LOP ) است که در زمان های متفاوت به دست می آید؛ خط مکان اول به روش ناوبری تخمینی به زمان آخرین خط مکان منتقل می شود

جمله سازی با نقطۀ انتقالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این تغییر بزرگ در سیاست‌های اقتصادی کشور، می‌تواند به عنوان یک نقطۀ انتقالی برای ورود به مرحله‌ای جدید از توسعه محسوب شود.

💡 در نمودارهای پیچیده ریاضی، نقطۀ انتقالی جایی است که رفتار تابع تغییر کرده و شیب خط به طور ناگهانی متفاوت می‌شود.

💡 بحران‌های بزرگ جهانی معمولاً باعث ایجاد یک نقطۀ انتقالی در روابط بین‌الملل شده و نظم‌های سیاسی جدیدی را شکل می‌دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران