نقاب برکشیدن
مترادفها
آشکار کردن، برملا کردن، پرده برداشتن، نمایان ساختن
متضادها
نقاب زدن، پوشاندن
لغت نامه دهخدا
نقاب برکشیدن. [ ن ِ ب َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) رخساره نمودن. نقاب از رخ دور کردن:
روئی که روز روشن اگر برکشد نقاب
پرتو دهد چنانکه شب تیره اختری.سعدی.
فرهنگ فارسی
رخساره نمودن ٠ نقاب از رخ دور کردن ٠