نقاب انداختن

لغت نامه دهخدا

نقاب انداختن. [ ن ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) نقاب انداختن از چیزی؛ آن را نمایان کردن. پرده از آن برگرفتن:
ای از پی آشوب ما از رخ نقاب انداخته
لعل تو سنگ سرزنش بر آفتاب انداخته.خاقانی.- نقاب انداختن بر چیزی؛ آن را پنهان کردن. مخفی کردن. پوشاندن.

فرهنگ فارسی

نقاب انداختن از چیزی: آنرا نمایان کردن: پرده از آن بر گرفتن. یا نقاب انداختن بر چیزی: آنرا پنهان کردن مخفی کردن. پوشاندن.

کیری یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز