نحیر

لغت نامه دهخدا

نحیر. [ ن َ ] ( ع اِ ) شب بازپسین از ماه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).رجوع به نحیرة شود. || ( ص ) جمل نحیر؛ شترکشته. ( منتهی الارب ). منحور. ( اقرب الموارد ). شتر کشته شده. ( ناظم الاطباء ). ج، نَحْری ̍، نُحراء، نحائر.

فرهنگ فارسی

شب باز پسین از ماه.

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز