نحاحه

لغت نامه دهخدا

( نحاحة ) نحاحة. [ ن َ ح َ ] ( ع اِمص ) شکیبائی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). صبر. ( اقرب الموارد ). جوانمردی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). سخاء. ( اقرب الموارد ). || زُفتی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بخل. ( اقرب الموارد ).

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز