ناپگار تصویر معنی ناپگار متضادها پایدار، ثابت، ماندگار لغت نامه دهخدا ناپگار.[ پ ِ ] ( ص مرکب ) چرکین. || پست. فرومایه. کمینه. ( ناظم الاطباء ). فرهنگ فارسی چرکین. کلمات مرتبط پشتنک پست فطرت پرزناک نامکمل نفاق افکنی