نامؤید
مترادفها
تایید نشده
متضادها
مؤید
لغت نامه دهخدا
نامؤید. [ م ُ ءَی ْ ی َ ] ( ص مرکب ) بی تأیید. ناموفق. تأییدناشده. مقابل مؤید. رجوع به مؤید شود.
جمله سازی با نامؤید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ادعاهای مطرح شده توسط آن فرد در دادگاه، کاملاً نامؤید بود و هیچ مدرک یا شاهدی برای اثبات صحت حرفهای او وجود نداشت.
💡 نظریه جدیدی که در کنفرانس ارائه شد، هنوز نامؤید است و برای پذیرش در جامعه علمی نیاز به آزمایشهای گستردهتری دارد.
💡 تصمیمات اتخاذ شده توسط کمیته، به دلیل نبود مستندات کافی، نامؤید تلقی شد و مورد انتقاد شدید سایر اعضای هیئت مدیره قرار گرفت.