لغت نامه دهخدا
نامسعود. [ م َ ] ( ص مرکب ) نامبارک.شوم. ( ناظم الاطباء ). ناخجسته. مشؤوم. منحوس. نحس. نافرخنده. || بدبخت. ( ناظم الاطباء ). مقابل مسعود، به معنی سعید و خوشبخت. رجوع به مسعود شود.
نامسعود. [ م َ ] ( ص مرکب ) نامبارک.شوم. ( ناظم الاطباء ). ناخجسته. مشؤوم. منحوس. نحس. نافرخنده. || بدبخت. ( ناظم الاطباء ). مقابل مسعود، به معنی سعید و خوشبخت. رجوع به مسعود شود.
۱ - نامبارک نحس شوم.۲ - بدبخت مقابل مسعود.