نامجموع

متضادها

مجموع

لغت نامه دهخدا

نامجموع. [م َ ] ( ص مرکب ) پراکنده. پریشان. آشفته. نابسامان.
- خاطر نامجموع؛ خاطر غیرمجموع و پریشان و مشوش.

جمله سازی با نامجموع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در محاسبات ریاضی پیشرفته، گاهی با مجموعه‌هایی روبرو هستیم که تعداد اعضای آن‌ها نامجموع است و نمی‌توان آن‌ها را به صورت عددی دقیق و محدود شمارش کرد.

💡 برخی از پدیده‌های طبیعی و پیچیده در جهان، دارای ساختارهای نامجموع هستند که تحلیل آن‌ها نیازمند استفاده از ابزارهای ریاضیاتی بسیار پیچیده و نظریه‌های مدرن است.

💡 در مباحث مربوط به نظریه مجموعه‌ها، مفاهیم مربوط به مجموعه‌های نامجموع اهمیت زیادی دارند و پایه و اساس بسیاری از اثبات‌های ریاضیاتی در سطوح بالاتر محسوب می‌شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران