نامجموع
متضادها
مجموع
لغت نامه دهخدا
نامجموع. [م َ ] ( ص مرکب ) پراکنده. پریشان. آشفته. نابسامان.
- خاطر نامجموع؛ خاطر غیرمجموع و پریشان و مشوش.
مجموع
نامجموع. [م َ ] ( ص مرکب ) پراکنده. پریشان. آشفته. نابسامان.
- خاطر نامجموع؛ خاطر غیرمجموع و پریشان و مشوش.