نامجاور
مترادفها
غیرهمجوار، دور، جدا
متضادها
مجاور، نزدیک
لغت نامه دهخدا
نامجاور. [ م ُ وِ ] ( ص مرکب ) غیرمجاور. که همسایه و همجوار نیست. مقابل مجاور. رجوع به مجاور شود.
فرهنگ فارسی
غیر مجاور. که همسایه و همجوار نیست.
غیرهمجوار، دور، جدا
مجاور، نزدیک
نامجاور. [ م ُ وِ ] ( ص مرکب ) غیرمجاور. که همسایه و همجوار نیست. مقابل مجاور. رجوع به مجاور شود.
غیر مجاور. که همسایه و همجوار نیست.