ناسپوخته
مترادفها
خام، نپخته، ناپخته
متضادها
پخته، رسیده، عامل
لغت نامه دهخدا
ناسپوخته. [ س ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مقابل سپوخته. رجوع به سپوخته شود.
خام، نپخته، ناپخته
پخته، رسیده، عامل
ناسپوخته. [ س ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مقابل سپوخته. رجوع به سپوخته شود.