ناسپردنی
مترادفها
غیرقابل سپردن، غیرقابل اعتماد
متضادها
پذیرفتنی، قابل قبول
لغت نامه دهخدا
ناسپردنی. [ س ِ پ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) که سپردنی نیست. مقابل سپردنی. رجوع به سپردنی شود.
غیرقابل سپردن، غیرقابل اعتماد
پذیرفتنی، قابل قبول
ناسپردنی. [ س ِ پ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) که سپردنی نیست. مقابل سپردنی. رجوع به سپردنی شود.