«ناسرائیدنی» واژهای فارسی است که به معنای «سرائیدنی نیست» آمده است. این اصطلاح معمولاً برای چیزی به کار میرود که قابل سرودن یا بیان شاعرانه نیست. به عبارت دیگر، «ناسرائیدنی» به موضوع یا چیزی گفته میشود که ارزش آن برای شعر گفتن یا سرودن کم است یا الهامبخش نیست. این واژه در ادبیات و فرهنگ فارسی برای توصیف اشیاء، حالات یا موضوعاتی به کار میرود که نمیتوان آنها را با زیبایی شعری بازگو کرد. گاهی «ناسرائیدنی» به معنای کمارزش یا غیر قابل توجه هم به کار میرود. یعنی چیزی که جاذبه و جذابیت هنری ندارد و نمیتوان آن را در قالب شعر یا نثر زیبا بیان کرد. این کلمه بیشتر در متون ادبی و قدیمی دیده میشود و در مکالمات روزمره کمتر استفاده میشود. کاربرد آن عمدتاً برای نقد یا توصیف موضوعات ادبی است. «ناسرائیدنی» همچنین میتواند اشارهای به محدودیت شاعر یا نویسنده داشته باشد که نمیتواند برخی حالات یا چیزها را با زیبایی بیان کند.
ناسرائیدنی
لغت نامه دهخدا
ناسرائیدنی. [ س َ دَ ] ( ص لیاقت ) که سرائیدنی نیست. که ازدر سرائیدن نیست. رجوع به سرائیدنی شود.