نادرویده
مترادفها
دیده نشده، ناشناخته، ناآشنا
لغت نامه دهخدا
نادرویده. [ دَ رَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) درویده نشده. درو نشده. مقابل درویده. رجوع به درویده شود.
دیده نشده، ناشناخته، ناآشنا
نادرویده. [ دَ رَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) درویده نشده. درو نشده. مقابل درویده. رجوع به درویده شود.