ناخواستنی
مترادفها
ناخواسته، ناپسند، نامطلوب، ناخوشایند
متضادها
خواستنی، مطلوب، دلخواه
لغت نامه دهخدا
ناخواستنی. [ خوا / خا ت َ ] ( ص لیاقت ) که قابل خواستن نیست. که طلب کردن را نشاید. که نباید تقاضا و طلب کرد. که نباید خواست.
ناخواسته، ناپسند، نامطلوب، ناخوشایند
خواستنی، مطلوب، دلخواه
ناخواستنی. [ خوا / خا ت َ ] ( ص لیاقت ) که قابل خواستن نیست. که طلب کردن را نشاید. که نباید تقاضا و طلب کرد. که نباید خواست.