نااندیشیده

مترادف‌ها

بی‌فکر، نسنجیده، بی‌پروا، سطحی، بی‌ملاحظه، بی‌مهابا

متضادها

اندیشیده، عاقل، با فکر

لغت نامه دهخدا

نااندیشیده. [ اَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب، ق مرکب ) مقابل اندیشیده. بدون تفکر و تعمق.
- سخن نااندیشیده؛ سخن نسنجیده. سخن ناسنجیده و بدون تأمل: سخن نااندیشیده مگوی تا در رنج نادانسته نیفتی. ( سندبادنامه ص 339 ). کنیزک با خود اندیشید که سخن نااندیشیده گفتم. ( سندبادنامه ص 71 ).
|| نابیوسان. بدون مقدمه: مجلس کردند و اعیان و مقدمان و پیران در خرگاه بنشستند و رأی زدند و گفتند که نااندیشیده و نابیوسان، چنین حالی بیفتاد و این بخود ستدن محال باشد. ( تاریخ بیهقی ص 497 ). امیرمحمود نااندیشیده بدان زودی امیر خراسان شد. ( تاریخ بیهقی ص 656 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ناسنجیده بدون تفکر: [ فتنه جنگهای نابیوسیده و کارهای نااندیشیده حادث گردد.]

جمله سازی با نااندیشیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اتخاذ تصمیمات نااندیشیده در شرایط بحرانی اقتصادی می‌تواند منجر به ورشکستگی کامل شرکت‌ها و از دست رفتن سرمایه‌های کلان در کوتاه‌ترین زمان ممکن برای همه شود.

💡 انتشار اطلاعات نااندیشیده و نادرست در شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند باعث ایجاد وحشت و اضطراب گسترده در میان توده مردم و بی‌نظمی در کل جامعه گردد.

💡 او با انجام یک عمل نااندیشیده و بدون مشورت با متخصصان، باعث شد که تمام تلاش‌های چندین ساله تیم تحقیقاتی به هدر رود و پروژه شکست بخورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران