مواثق
مترادفها
پیمانها، عهدها، قراردادها
لغت نامه دهخدا
مواثق. [ م َ ث ِ ] ( ع اِ ) ج ِ موثق. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( دهار ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به مَوثِق شود. || ج ِ میثاق.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به میثاق شود.
مواثق. [ م ُ ث ِ ] ( ع ص ) هم وثاق و متحد. ( ناظم الاطباء ). معاهد. ( از اقرب الموارد ). رجوع به مواثقة شود.
جمله سازی با مواثق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تمامی کشورهای عضو باید به تمامی مواثق و قراردادهای بینالمللی که پیشتر در سازمان ملل امضا کردهاند، به صورت دقیق و کامل پایبند باشند.
💡 برای برقراری یک صلح پایدار در منطقه، لازم است تمامی طرفین دعوا به تمامی مواثق و توافقنامههای نوشته شده در جلسات مذاکره احترام بگذارند.
💡 حقوق بشر بر اساس مواثق جهانی تعریف شده است که تضمین میکند تمامی انسانها با کرامت و عدالت در جوامع خود زندگی کنند.