منگ منگ کردن

متضادها

هوشیاری، دقت کردن، تمرکز کردن

لغت نامه دهخدا

منگ منگ کردن. [ م َ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به من من کردن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) من من کردن جویده جویده و تو دماغی حرف زدن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران