منملق

متضادها

صادق، بی ریا

لغت نامه دهخدا

منملق. [ م ُ م َل ِ ] ( ع ص ) نرم و تابان شده. || رهاشده وخلاص شده. || درگذشته شده. ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران