این کلمه یک واژه عربی است که در متون لغوی کهن معانی متعددی برای آن ذکر شده و بسته به کاربرد، مفهوم متفاوتی پیدا میکند. در معنای نخست، «ممخرق» به چیزی گفته میشود که به صورت زراندود یا طلا و نقرهنما آراسته شده باشد، اما در حقیقت ارزش واقعی آن کمتر از ظاهرش باشد. در این کاربرد، این واژه به حالت تزیین ظاهری و فریبنده اشاره دارد که در آن سطح یک شیء با فلزات گرانبها پوشانده میشود، در حالی که ماهیت اصلی آن چیز دیگری است. از این جهت، «ممخرق» با مفهوم فریب ظاهری و جلوهگری غیرواقعی نیز ارتباط پیدا میکند. در معنای دیگر، این واژه به گروهی پراکنده و متفرق نیز اطلاق شده است که نشاندهنده حالت از هم گسیختگی و انتشار در یک مجموعه انسانی یا اجتماعی است. همچنین در برخی متون لغوی، «ممخرق» به معنای فردی فریبکار و تلبیسکننده آمده است؛ یعنی کسی که با ظاهر سازی یا گفتار نادرست، حقیقت را پنهان میکند و دیگران را دچار اشتباه میسازد. در ادامه همین معنا، گاهی به کسی گفته میشود که هنگام پاسخ دادن، سخن را برخلاف حقیقت یا برخلاف سؤال بیان میکند و نوعی انحراف در گفتار دارد. این کاربرد نشان میدهد که واژه «ممخرق» بار معنایی منفی و انتقادی دارد و بیشتر برای توصیف رفتارهای نادرست یا فریبکارانه به کار رفته است. از نظر زبانی، این واژه در دسته لغات قدیمی و کمتر رایج قرار میگیرد و امروزه در زبان گفتاری کاربردی ندارد. با این حال، در متون ادبی و لغوی قدیم اهمیت خود را حفظ کرده و برای بیان مفاهیم فریب، تظاهر و پراکندگی مورد استفاده بوده است.
ممخرق
لغت نامه دهخدا
ممخرق. [ م ُ م َ رَ] ( ع ص ) گروه پراکنده شده و منتشر. ( ناظم الاطباء ). || زراندودشده به طلا و نقره. ( شرح قاموس ). زراندوده. مموه. ( لسان العرب از ذیل اقرب الموارد ).
ممخرق. [ م ُ م َ رِ ] ( ع ص ) تلبیس کننده. || آنکه خبر دهد از چیزی برخلاف آنچه از وی پرسند، از لغات مولده است. ( ناظم الاطباء ).