ممانع
متضادها
تسهیل، امکان
لغت نامه دهخدا
ممانع. [ م ُ ن ِ ] ( ع ص ) بازدارنده و مقاومت کننده. منعکننده. مَنوع. || مزاحم و سرکش. گردنکش. ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
باز دارنده و مقاومت کننده و منع کننده
تسهیل، امکان
ممانع. [ م ُ ن ِ ] ( ع ص ) بازدارنده و مقاومت کننده. منعکننده. مَنوع. || مزاحم و سرکش. گردنکش. ( از ناظم الاطباء ).
باز دارنده و مقاومت کننده و منع کننده