مقتفل
مترادفها
بسته، قفل شده
متضادها
گشوده، باز
لغت نامه دهخدا
مقتفل. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) رجل مقتفل الیدین؛ مرد زفت ناکس که نخواهد نیکی و احسان از دستش برآید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
بسته، قفل شده
گشوده، باز
مقتفل. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) رجل مقتفل الیدین؛ مرد زفت ناکس که نخواهد نیکی و احسان از دستش برآید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).