مقاصر

این واژه در لغت‌نامه‌های کهن عربی و فارسی دارای چند معنا و کاربرد متفاوت است که همگی در بافت‌های زبانی قدیمی به کار رفته‌اند و به تدریج در متون لغوی ثبت شده‌اند. در یک معنای اصلی، «مقاصر» به کسی گفته می‌شود که قصر یا کاخ او در برابر و روبه‌روی قصر شخص دیگری قرار دارد و این واژه برای توصیف تقابل مکانی میان دو بنا به کار می‌رفته است. در چنین کاربردی، این واژه بیشتر جنبه توصیفی و مکانی داشته و برای نشان دادن هم‌جواری یا روبه‌رویی ساختمان‌های بزرگ استفاده می‌شده است. در برخی متون مانند منابع لغوی قدیم، برای بیان این حالت جمله‌هایی مانند اینکه «قصر فلانی مقاصر قصر من است» ذکر شده تا مفهوم روبه‌رو بودن کاملاً روشن شود. معنای دیگر این واژه به صورت جمع نیز آمده است و به عنوان جمع «مقصَر»، «مقصِر» یا «مقصَرة» به کار رفته که در ساختارهای صرفی عربی قابل توجه است. در این کاربرد، واژه بیشتر نقش دستوری و صرفی دارد و به مجموعه‌ای از مفاهیم مرتبط با ریشه‌های لغوی اشاره می‌کند. همچنین در برخی منابع لغوی، «مقاصر» به ریشه‌ها و بخش‌های زیرزمینی درختان نیز اطلاق شده و واحد آن را «مقصور» دانسته‌اند که نشان‌دهنده تنوع معنایی این واژه در متون قدیم است. این تنوع معنایی نشان می‌دهد که واژه در گذر زمان در حوزه‌های مختلف از توصیف مکان تا طبیعت به کار رفته است. از نظر تاریخی، چنین واژگانی معمولاً در زبان عربی کلاسیک شکل گرفته و سپس وارد متون فارسی شده‌اند و در فرهنگ‌های لغوی مانند دهخدا ثبت گردیده‌اند. بنابراین این کلمه واژه‌ای چندمعنا با کاربردهای توصیفی، جمعی و طبیعی است که در متون کهن برای بیان روابط مکانی، ساختاری و طبیعی به کار می‌رفته است.

لغت نامه دهخدا

مقاصر. [ م ُ ص ِ ] ( ع ص ) کسی که قصر وی در محاذات قصر دیگری باشد. ( ناظم الاطباء ): فلان مقاصری؛ کوشک وی روباروی کوشک من است. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
مقاصر. [ م َ ص ِ ] ( ع اِ ) ج ِمَقصَر و مَقصِر و مَقصَرة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مقصر و مقصرة شود. || ریشه های درخت، واحد آن مقصور است. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

کسی که قصر وی در محاذات قصر دیگر باشد

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز