مقائید
مترادفها
محدودیتها، بندها، زنجیرها
لغت نامه دهخدا
مقائید. [م َ ] ( ع ص، اِ ) مقایید. ج ِ مُقَیَّد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از محیط المحیط ) ( از اقرب الموارد ).
محدودیتها، بندها، زنجیرها
مقائید. [م َ ] ( ع ص، اِ ) مقایید. ج ِ مُقَیَّد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از محیط المحیط ) ( از اقرب الموارد ).