لغت نامه دهخدا
مقائل. [ م َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَقیل. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مقیل شود. || ج ِ مقول: و مقائل فلا سفتهم. ( مسعودی،یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مقول شود.
مقائل. [ م َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَقیل. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مقیل شود. || ج ِ مقول: و مقائل فلا سفتهم. ( مسعودی،یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مقول شود.