لغت نامه دهخدا
مفلحان. [ م ُ ل ِ ] ( اِ ) مأخوذ از تازی، رستگاران. ( ناظم الاطباء ). به معنی رستگاران است چه مفلح در عربی به معنی رستگار باشد و الف و نون جمع فارسی است. ( برهان ). || دهاتی و دهقان و کشاورز. ( ناظم الاطباء ).
مفلحان. [ م ُ ل ِ ] ( اِخ ) رودخانه ای است در سرحد ولایت غزال. ( برهان ) ( آنندراج ):
باد صبا بر آب کر نقش قدافلح آورد
تا تو فلاح و فتح را بر شط مفلحان بری.خاقانی.