مشعث

مشعث واژه‌ای عربی‌الاصل است و در زبان فارسی در معانی مرتبط با پریشانی و آشفته‌حالی به کار می‌رود. مشعث معمولاً درباره کسی گفته می‌شود که موهای ژولیده و به‌هم‌ریخته دارد یا ظاهرش از گرد و غبار، سفر، سختی یا بی‌توجهی آشفته شده باشد. این کلمه گاهی معنایی نزدیک به پریشان، آشفته، خاک‌آلود و نامرتب دارد. در متون کهن، به‌ویژه متون عرفانی و دینی، مشعث صفتی برای زاهدان، عابدان و سالکان بوده که از شدت ریاضت، ظاهرشان غبارآلود و ژولیده می‌شد. این واژه می‌تواند هم بار منفی (نظم‌نداشتن، نامرتب بودن) و هم بار مثبت (نشانه بی‌تعلقی به دنیا و فروتنی) داشته باشد. مشعث گاهی درباره لباس‌های پاره و کهنه نیز استفاده می‌شود، یعنی جامه‌ای که در اثر سختی و گذر زمان پریشان و فرسوده شده است. در متون تاریخی، این واژه ممکن است به معنای سپاه آشفته و بی‌سامان نیز بیاید. این کلمه بیشتر در زبان ادبی و رسمی کاربرد دارد و در محاوره کمتر شنیده می‌شود. ریشه آن از «شَعَث» به معنای پراکندگی، آشفته‌گی و پریشانی است.

لغت نامه دهخدا

مشعث. [ م ُ ش َع ْ ع َ ] ( ع ص ) ( اصطلاح عروض ) در عروض یکی از دو متحرک وتد است که افکنده شده. ( منتهی الارب ). به اصطلاح عروض، یکی از دو متحرک وتد را گویند که افکنده شده باشد. ( ناظم الاطباء ). چون مفعولن از فاعلاتن خیزد مشعث خوانند یعنی ژولیده و آشفته گردانیده. ( المعجم فی معاییر اشعار العجم ). و رجوع به تشعیث شود.

فرهنگ معین

(مُ شَ عَّ ) [ ع. ] (اِمف. ) ۱ - پراکنده. ۲ - ژولیده شده، آشفته گردانیده. ۳ - در علم عروض «مفعولن » چون از «فاعلاتن » خیزد، آن را مشعث خوانند.

فرهنگ عمید

۱. (ادبی ) = تشعیث
۲. [قدیمی] متفرق، پراکنده.

دانشنامه آزاد فارسی

مُشَعَّث
رجوع شود به:تشعیث

ویکی واژه

پراکنده.
ژولیده شده، آشفته گردانیده.
در علم عروض «مفعولن» چون از «فاعلاتن» خیزد، آن را مشعث خوانند.