لغت نامه دهخدا
( مسحسحة ) مسحسحة. [ م ُ س َ س ِ ح َ ] ( ع ص، اِ ) طعنة مسحسحة؛ نیزه که سخت خون ریزاند. ( منتهی الارب ). طعنه سخت. ( از اقرب الموارد ).
( مسحسحة ) مسحسحة. [ م ُ س َ س ِ ح َ ] ( ع ص، اِ ) طعنة مسحسحة؛ نیزه که سخت خون ریزاند. ( منتهی الارب ). طعنه سخت. ( از اقرب الموارد ).