مستطیره
مترادفها
پوشیده، مستور
متضادها
محدود، منقبض
لغت نامه دهخدا
( مستطیرة ) مستطیرة. [ م ُ ت َ رَ ] ( ع ص ) تأنیث مستطیر که نعت فاعلی است از استطارة. رجوع به مستطیر و استطارة شود. || سگ یا شتر ماده تیز شده به گشنی. ( منتهی الارب ).
پوشیده، مستور
محدود، منقبض
( مستطیرة ) مستطیرة. [ م ُ ت َ رَ ] ( ع ص ) تأنیث مستطیر که نعت فاعلی است از استطارة. رجوع به مستطیر و استطارة شود. || سگ یا شتر ماده تیز شده به گشنی. ( منتهی الارب ).