مستحجره
مترادفها
سنگی
متضادها
مایع، سیال
لغت نامه دهخدا
( مستحجرة ) مستحجرة. [ م ُ ت َ ج ِ رَ ] ( ع ص ) مؤنث مستحجر. رجوع به مستحجر و استحجار شود.
سنگی
مایع، سیال
( مستحجرة ) مستحجرة. [ م ُ ت َ ج ِ رَ ] ( ع ص ) مؤنث مستحجر. رجوع به مستحجر و استحجار شود.