لغت نامه دهخدا
مستحاث. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استحاثة. زمینی که آن را زیر و رو کرده باشند تا آنچه در دل آن است بیرون آرند. ( اقرب الموارد ). || استخراج شده. ( اقرب الموارد ). || ( اِ )سنگواره. ( لغات فرهنگستان ). رجوع به استحاثة شود.
مستحاث. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استحاثة. زمینی که آن را زیر و رو کرده باشند تا آنچه در دل آن است بیرون آرند. ( اقرب الموارد ). || استخراج شده. ( اقرب الموارد ). || ( اِ )سنگواره. ( لغات فرهنگستان ). رجوع به استحاثة شود.
(مُ تَ ) [ ع. ] ۱ - (اِمف. ) زمین زیر و رو شده. ۲ - (اِ. ) سنگواره، فیل.
زمین زیر و رو شده.
سنگواره، فیل.