مسئول وسایل صحنه
مترادفها
مدیر صحنه، مسئول دکور
فرهنگستان زبان و ادب
{property master, prop master} [سینما و تلویزیون] یکی از اعضای گروه تولید که ساخت و تهیۀ وسایل صحنه بر عهدۀ اوست و در حفظ تداوم حضور اشیا و وسایل صحنۀ فیلم با منشی صحنه همکاری می کند
ویکی واژه
یکی از اعضای گروه تولید که ساخت و تهیۀ وسایل صحنه بر عهدۀ اوست و در حفظ تداوم حضور اشیا و وسایل صحنۀ فیلم با منشی صحنه همکاری میکند.
جمله سازی با مسئول وسایل صحنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مسئول وسایل صحنه در یک تئاتر بزرگ، وظیفه دارد تمام اشیاء و تجهیزات مورد نیاز بازیگران را پیش از شروع هر نمایش به طور کامل آماده و مرتب کند.
💡 هماهنگی دقیق میان کارگردان و مسئول وسایل صحنه برای موفقیت اجرای یک نمایش هنری، از اهمیت بسیار بالایی در حفظ کیفیت و نظم اجرا برخوردار است.
💡 در فیلمبرداریهای سینمایی حرفهای، مسئول وسایل صحنه باید با دقت تمام جزئیات محیطی را مدیریت کند تا هیچگونه ناهماهنگی در قاب تصویر توسط دوربین مشاهده نشود.