لغت نامه دهخدا
مزفی. [ م َ فی ی ] ( ع ص ) مرد ترسانیده شده. ( منتهی الارب ماده «زف ی » ) ( اقرب الموارد ). ترسانیده شده. ( ناظم الاطباء ).
مزفی. [ م َ فی ی ] ( ع ص ) مرد ترسانیده شده. ( منتهی الارب ماده «زف ی » ) ( اقرب الموارد ). ترسانیده شده. ( ناظم الاطباء ).