مرسمنده تصویر معنی مرسمنده لغت نامه دهخدا مرسمنده. [ ] ( اِخ ) جائی است به نزدیک شهرک دزک به ماوراءالنهر و آنجا در هر سالی یک روز بازار بود که گویند آنروز در آن بازار افزون از صد هزار دینار بازرگانی کنند. ( حدود العالم ). کلمات مرتبط جزغنکث معکان نوجکث فرونکث روستابک خمداد غزک