مدعاه

لغت نامه دهخدا

( مدعاة ) مدعاة. [ م َ ] ( ع مص ) به طعام خواندن. ( منتهی الارب ). به دعوت خواندن. ( تاج المصادر بیهقی ). دعوت کردن از کسی به صرف غذا. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). دعوة. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) میهمانی. ( مهذب الاسماء ). دعوت به طعام و شراب. ( از متن اللغة ). ج، مداعی. || داعیة. ( اقرب الموارد ).

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز