مخضرب
مترادفها
مرکز، کانون، نقطه اصلی
متضادها
حاشیه، پیرامون
لغت نامه دهخدا
مخضرب. [ م ُ خ َ رَ ] ( ع ص ) مرد فصیح و بلیغ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
مرکز، کانون، نقطه اصلی
حاشیه، پیرامون
مخضرب. [ م ُ خ َ رَ ] ( ع ص ) مرد فصیح و بلیغ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).