مختزل
مترادفها
خلاصه، تلخیص، کوتاه شده
متضادها
مفصل، طولانی، گسترده
لغت نامه دهخدا
مختزل. [ م ُ ت َ زِ ] ( ع ص ) تنها و منفرد. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). تنها و جدا و منفرد. ( ناظم الاطباء ). || اندازنده و برنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). آن که می برد و قطع می کند و جدا میکند وبرمی اندازد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اختزال شود.