محطور تصویر معنی محطور مترادفها محصور، احاطه شده متضادها آزاد، گشوده لغت نامه دهخدا محطور. [ م َ ] ( ع ص ) به روی افتاده و بر زمین افتاده. ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط منجدل مسقوط متجعب مظه مقطوره گزارش محتوای نامناسب