محح

لغت نامه دهخدا

محح. [ م َ ح َ ] ( ع مص ) محوح. محوحة. کهنه گردیدن جامه. || مندرس گردیدن کتاب. ( از اقرب الموارد ).

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز