محتمم
متضادها
حقیر، بیاحترام
لغت نامه دهخدا
محتمم. [ م ُ ت َ م ِ ] ( ع ص ) اندوهگین شونده. ( آنندراج ).
جمله سازی با محتمم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیریت محتمم و شایسته این سازمان باعث شده است که در سالهای اخیر رشد اقتصادی چشمگیری در بخشهای مختلف فعالیتهای تجاری و صنعتی این مجموعه مشاهده شود.
💡 آن استاد بزرگ با شخصیتی محتمم و متواضع، همیشه به شاگردان خود آموزش میداد و سعی میکرد الگویی اخلاقی برای نسلهای آینده در جامعه باشد و بر آنها اثر بگذارد.
💡 حضور محتمم و باوقار آن شخصیت برجسته در مراسم افتتاحیه، به این رویداد رسمی اعتبار بسیار زیادی بخشید و باعث جلب توجه بسیاری از مهمانان و رسانهها شد.