مجتری

لغت نامه دهخدا

مجتری ٔ. [ م ُ ت َ رِءْ ] ( ع ص ) دلیر گردنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). دلیر و باجرأت. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) شیر. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). شیر بیشه. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مُ تَ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - محرک به اقدام کاری. ۲ - گستاخ.

فرهنگ عمید

باجرئت، دلیر، گستاخ.

ویکی واژه

محرک به اقدام کا
گستاخ.