مثموم
مترادفها
نکوهیده، ملامتشده، ناپسند، بدنام
متضادها
پاک، ستوده
لغت نامه دهخدا
مثموم. [ م َ ] ( ع ص ) بیت مثموم؛ خانه پوشیده از گیاه یز. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). خانه پوشیده شده از گیاه یز که بتازی ثُمام گویند. ( ناظم الاطباء ).
نکوهیده، ملامتشده، ناپسند، بدنام
پاک، ستوده
مثموم. [ م َ ] ( ع ص ) بیت مثموم؛ خانه پوشیده از گیاه یز. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). خانه پوشیده شده از گیاه یز که بتازی ثُمام گویند. ( ناظم الاطباء ).