متورخ

مترادف‌ها

قدیمی، کهنه، تاریخ‌دار

متضادها

معاصر، امروزی

لغت نامه دهخدا

متورخ. [ م ُ ت َ وَرْ رِ ] ( ع ص ) تر شده. || نرم شده. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تورخ شود.

جمله سازی با متورخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این سند بسیار قدیمی و متورخ، حاوی اطلاعات ارزشمندی درباره نحوه اداره‌ی امور اجتماعی در دوران پادشاهی‌های باستانی ایران است.

💡 محققان برای اثبات صحت ادعای خود، به دنبال اسناد متورخ و نوشته‌های قدیمی در کتابخانه‌های ملی و آرشیوهای دولتی می‌گردند.

💡 نوشته‌ای که در دیواره‌ی این غار متورخ یافته شده است، نشان‌دهنده‌ی فرهنگ و آداب و رسوم مردمی است که در اینجا زندگی می‌کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران