متمسخ

مترادف‌ها

مضحک، مسخره

متضادها

ستوده شده، محترم

لغت نامه دهخدا

متمسخ. [ م ُ ت َ م َس ْ س ِ ] ( ع ص ) مسخ شده و تبدیل شکل و صورت کرده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).