واژه «متمدّج» در منابع لغوی عربی به عنوان صفتی به کار رفته است که از ریشههایی با معنای گسترش و وسعت گرفتن گرفته شده و در متون قدیم برای توصیف حالت چیزی که گسترده، باز و از حالت تنگی خارج شده باشد استفاده میشده است. این واژه در اصل به معنای «گشاده و وسیع شده» آمده و در برابر حالت فشردگی یا تنگی قرار میگیرد. در کاربردهای لغوی، «متمدّج» میتواند به چیزی اشاره داشته باشد که از نظر شکل یا حالت فیزیکی دچار گسترش و بازشدگی شده است. در برخی متون، این صفت برای بیان تغییر وضعیت از حالت محدود به حالت گستردهتر به کار میرفته و نشاندهنده نوعی تحول در اندازه یا گستره است. از نظر ساختاری، این واژه در قالب صفت عربی قرار دارد و برای توصیف حالت اشیا یا گاهی مفاهیم انتزاعی استفاده شده است. در متون لغتنامهای مانند ناظمالاطباء و اقرب الموارد، تأکید بر معنای «گشاده شدن» و «وسیع گردیدن» برای این واژه دیده میشود. این معنا بیشتر جنبه توصیفی دارد و برای بیان وضعیت ظاهری یا تغییر شکل به کار میرود. «متمدّج» در زبان عربی از واژگانی است که کمتر در کاربرد روزمره دیده میشود و بیشتر در متون کلاسیک و لغوی مورد استفاده قرار گرفته است. در مجموع، این واژه به معنای چیزی است که از حالت تنگ و محدود خارج شده و به وضعیت باز، گسترده و وسیع درآمده باشد.
متمدج
لغت نامه دهخدا
متمدج. [ م ُ ت َ م َدْ دِ ] ( ع ص ) گشاده. وسیع شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).