متقرحه

مترادف‌ها

زخم‌شده، چرکین، عفونی

متضادها

سالم

لغت نامه دهخدا

( متقرحة ) متقرحة. [ م ُ ت َ ق َرْ رِ ح َ ] ( ع ص ) تأنیث متقرح. و رجوع به ماده قبل شود.

جمله سازی با متقرحه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پزشکان پس از انجام معاینه دقیق روی بدن بیمار، اعلام کردند که زخم موجود در ناحیه شکم او بسیار متقرحه است و نیاز به درمان‌های فوری دارد.

💡 در گزارش‌های پزشکی مربوط به بیماری‌های پوستی، استفاده از واژه متقرحه برای توصیف زخم‌های باز و عفونی که دارای بافت آسیب‌دیده هستند، بسیار رایج و ضروری است.

💡 اگرچه پیشرفت‌های علمی در پزشکی بسیار زیاد شده است، اما مدیریت زخم‌های متقرحه که بر اثر دیابت ایجاد می‌شوند، همچنان یک چالش مهم در درمان است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران