متضوی

مترادف‌ها

درخشان، تابان، فروزان، نورانی

متضادها

تاریک، کم‌نور

لغت نامه دهخدا

متضوی ٔ. [ م ُ ت َ ض َوْ وِ ءْ ] ( ع ص ) کسی که در تاریکی می ایستد تا روشنائی آتش قوم را ببیند. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران