متحمر
مترادفها
سرخشده، گلگون، قرمز
لغت نامه دهخدا
متحمر. [ م ُ ت َ ح َم ْ م ِ ] ( ع ص ) کسی که می طلبد و می خواند خر را. || خر طلبیده شده. || کسی که به زبان حِمْیَر سخنی می گوید. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
سرخشده، گلگون، قرمز
متحمر. [ م ُ ت َ ح َم ْ م ِ ] ( ع ص ) کسی که می طلبد و می خواند خر را. || خر طلبیده شده. || کسی که به زبان حِمْیَر سخنی می گوید. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).